تبلیغات
آموزش مجری گری - متن مجری گری شهدا

متن مجری گری شهدا

نویسنده :محسن کرمی
تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1391-10:35 ق.ظ

برایم سخت است از آنان که ندیده ام سخن بگویم از آنان که افتخاری در دل تاریخ اند . باید که پلی زنم از درونم به معنای انسانیت . من از شهیدان تصویری می دیدم که گاهی از مقابلشان عبور می کردم . همیشه سؤالی در دلم بود که سیمای ملکوتی چه انسانهایی نمای این میدان شده .

خیابان شهدا ( متن ادبی )

 

برایم سخت است از آنان که ندیده ام سخن بگویم از آنان که افتخاری در دل تاریخ اند . باید که پلی زنم از درونم به معنای انسانیت . من از شهیدان تصویری می دیدم که گاهی از مقابلشان عبور می کردم . همیشه سؤالی در دلم بود که سیمای ملکوتی چه انسانهایی نمای این میدان شده .

شهر شهید پرور ورامین ، خون گرم و استوار نام این همه شهید را فریاد می زند و شهدای جاوید دهم دی ماه پنجاه و هفت را .

حرف های من تازگی نخواهد داشت ولی روح می گیرد از پر و بال این شهیدان .

آن روزها که صدای الله اکبر با عمق احساسی وصف ناپذیر از سینه مردمانی ستم دیده پایه های ظلم را می لرزاند ، روزهای نزدیک به انفجار نور ، شهرمان از شجاعت آلاله ها دلگرم بود ( شهیدان میرزایی ، کریمی ، گلعباسی ، شیرازی ) .

ترس دیگر دست و پای کبوتران را نمی بست آمده بودند اثبات کنند در جبهه های حق و باطل ، حق را دلیرانه فریاد می زنند . آن روزها که نبودم امّا حس غریبی مرا به آنها پیوند می دهد . آیا می توانستند با نشستن در خانه بگویند علیه ظلم ایستاده اند ؟

چهرة عیان مبارزاتشان همان تظاهرات های مردمی بود و این خیابان ( خیابان شهدای امروز ) آن روز خود را هرگز فراموش نخواهد کرد .

اگر سرتاپای وجودم بلرزد از یاد آوری نامشان سزاست چرا که ره بی انتهای شهادت ، مردانی بزرگ می طلبد و این عزیزان برایم مظهر واقعی اخلاصند . پس به شکرانه این رشادت ها و برای احترام به ساحت مطهرشان در طول این خیابان گام بر می دارم و در هر قدم خویش برای روح بلندشان صلوات خواهم فرستاد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo